کتابخانه ها پیامد برنامه ها و خدمات خویش را اغلب با سنجه های قابل شمارشی نظیر میزان مراجعه و حضور در کتابخانه، گردش مواد و شرکت در برنامه های کتابخانه ارزیابی می کنند. اما با تاکید صرف بر معیارهای کمی، کتابداران نمی توانند به پرسش تاثیر خدمات کتابخانه بر شرکت کنندگان پاسخ گویند. این نوشته در پی آن است که به بررسی یکی از روش های موثرتر سنجش خدمات کتابخانه ها یعنی رویکرد ارزیابی پیامد بپردازد. این رویکرد به سنجش تغییراتی می پردازد که تماس با خدمات کتابخانه در زندگی کاربران به وجود می آورد. همچنین، فرایند چهار مرحله ای که «دارنس» و «فیشر» به منظور کمک به کتابداران در تعیین پیامد خدمات کتابخانه خود ابداع نموده اند، شرح داده خواهد شد. در حال حاضر، چالش پیش روی کتابداران، طراحی ابزاری برای ارزیابی پیامدهاست که از یک سو انعطاف پذیر بوده و با پیشرفت های پژوهشی تکامل یابد، و از سوی دیگر به ارضای تامین کنندگان بودجه و نمایش ارزش کتابخانه بینجامد.